یلدا گذشت و باز سرم بی کُلاست
به آسمون خیره ام و سر ؛ هواست
طعنه بزن بر دل ِ غمگین ولی
گوش دل و گوش ِ سر از هم سواست
توی خوشی غرقی و غافل زمن
مونس ِ روز و شب من هم خداست
فکر میکنی خیلی شدی بادکنک؟
دوده که از شعله همیشه هواست !
میگذره دنیا کم و بیش آخرش
حساب دل شکن ز عاشق جداست
حبیب اوجاری
1398.10.1
منبع
درباره این سایت